یکشنبه ٢٤ مهر ،۱۳٩٠

 

 

 

وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی

جناب آقای دکتر حسینی

با سلام

    عنایت حضرتعالی به فرهنگ و هنر ایران باعث گردید تا اینجانبان، مرقومه ای خدمت حضرتعالی قلمی و ارسال نماییم.چناچه مقام محترم وزارت استحضار دارند، معرفی فرهنگ و هنر ایرانی، خود مقوله ایست که طی سالیان اخیر، مورد توجه مسوولین فرهنگی جمهوری اسلامی ایران بوده است و از میان هنرمندان موسیقایی این مرز و بوم، آقای کورش یغمایی، از جمله هنرمندانیست که تلاشی بسیار در این راه داشته اند و علی رغم امکان زیادی که برایشان وجود داشته تا موسیقی خود را در آنسوی مرزها ادامه داده و به انتشار آن اقدام نمایند، آلبوم اخیر ایشان به نام "ملک جمشید" سالهاست در صف مجوز انتشار می باشد، لذا از جنابعالی که به حق، حامی موسیقی فاخر ایران می باشید، استدعا داریم باتوجه به طی مراحلی از مجوز انتشار آلبوم مذکور و با عنایت به مفاهیمی که در این آلبوم ارائه شده است، نسبت به اجازه انتشار آن، دستورات لازم مبذول فرمایید.

علي نايينی
پنجشنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸۸

تولدت مبارک

کورش عزیز تولدت مبارک

علي نايينی
دوشنبه ۱۱ آذر ،۱۳۸٧

تولدت مبارک

١٢ آذر ماه تولد کورش عزیز را به خودشان- خانواده محترم یغمایی و همه دوستدارانشان تبریک می گویم

کورش عزیز پاینده باشی.................................................................................

علي نايينی
دوشنبه ۱٧ اردیبهشت ،۱۳۸٦

وقتی که شب فرا می رسد

در آلبوم سل دو آهنگ  Monamourبا ترجمه کلام آن با د کلمه کورش یغمایی آمده بود که به لحاظ کمیاب بودن این آلبوم عینا دکلمه آن آورده شده:

 

وقتی که شب فرا می رسد

باد

گلبرگهای گل سرخ را

روی آب های چشمه شناور می سازد

با گذشت سالیان دراز

زیر آفتاب و باد و باران

دیوارها فرسوده می شوند

تمامی آن ها

از صبح اولین روز تابستان

با قلبی پرآواز آمدند

و ناگهان با نوک اسلحه هایشان

واژه های شگفتی بر روی دیوار نوشتند

بوته گل سرخ

بر روی دیوار بدون هدف دنباله روست

هر سال تابستان

 نام آن ها روی گلبرگ های گل سرخ

 حک می شوند

با گذشت سالیان دراز

با قلبی خونین

با پایی برهنه

با گام های آهسته و چشمانی درخشان

و لبخندی عجیب

در دشت در زیر آفتاب و باد

در آن صبح روز تابستان آمدند

وقتی که شب فرا می رسد

روی دیوار های فرسوده

لکه هایی به نظر می رسد

که گویی خون است

ولی این لکه ها

چیزی جز همان گل های سرخ نیست.

 

 

علي نايينی
دوشنبه ٢۱ اسفند ،۱۳۸٥

بدون شرح!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

خبر اینگونه در روزنامه جمهوری اسلامی منتشر شد:يك كارگزار فرهنگي رژيم گذشته نيز وارد صحنه شد. در برنامه راديوئي صبح ايراني جمعه (ديروز) در ساعت يازده و ده دقيقه ترانه كورش يغمائي با نام « دو تا چشمون سياهت » پخش شد. به نظر مي رسد مافياي موسيقي كه توانمندي خود را در جشنواره دهه فجر امسال نشان داد با ممانعت از رشد هنرمند متعهد و هنر فاخر و دفاع از عناصر ناتوان سعي در نشان دادن تواناييهاي عناصر رژيم گذشته دارد. پخش آوازهاي رژيم گذشته و حتي آهنگ هايي كه در لوس آنجلس تهيه مي شوند از برنامه هاي موسيقي كم كم ديگر تعجب برنمي انگيزد. معلوم نيست كدام شوراي سياستگذاري براي موسيقي مجوز نشر اين آثار را مي دهد! پنجشنبه هفته گذشته نيز يادواره كوتاهي در مورد پرويز ياحقي شوهر سابق حميرا از تلويزيون پخش شد.

من توضیحی ندارم خودتان قضاوت کنید.........................................................

 

 

علي نايينی
سه‌شنبه ۱٥ اسفند ،۱۳۸٥

آلبوم کابوس

این آلبوم از ویژگی های خاصی برخوردار است،آلبومی که در ژانر اجتماعی وبا اهداف انسان دوستانه ساخته و خوانده شده است،در دنیا نیز هنرمندان بزرگ و نامی چون اریک کلاپتون،التون جان،کارلوس سانتانا و...در راستای  اهداف صلح طلبانه و بشر دوستانه آلبوم و کنسرت می دهند که آلبوم نیز در جهت کمک به حل معضل بزرگ و خانمان سوز اعتیاد شکل گرفته است وبه نظر من این اقدام کورش یغمایی جای تحسین و سپاسگذاری دارد،آلبوم از هشت آهنگ تشکیل شده و از لحاظ سبک ،راک-پاپ است و از تنظیم قابل قبولی برخوردار است به گونه ای که سازها مدرن تر از آلبوم های پیشین شده و نوازندگی ها نیز که بر طبق معمول از اعضای خانواده یغمایی هستند نیز بهتر انجام شده که تک نوازی لید گیتار کورش در آهنگ قهر افیون از آثار قوی و تاثیر گدار در این آلبوم می باشد،در تعدادی از آهنگ ها که با شعرها ی زنده یاد حسین منزوی و علیرضا دلاور اجرا شده خواننده خود را بجای یک معتاد می گذارد و از دریچه ذهن آشفته او به دنیا نگاه می کند و سخن به میان می آورد و این بر جلای کار افزوده ودر آهنگی نیز پنجره ای رو به صبح باز می کند وبه او امید می بخشد.از جمله شاهکارهای کورش یغمایی آهنگ بی کلامی است که تصویرگر شهریست شلوغ و روایتگر حوادث اجتماعی پیرامون اعتیاد،امیدوارم این آلبوم را بشنوید یا اگر شنیده اید باز آن را گوش دهید تا به نکات خاص موسیقایی و اجتماعی آن پی ببرید.

 

 

علي نايينی
یکشنبه ۱۳ اسفند ،۱۳۸٥

برای کورش ودوستان

از آخرین نوشته های این وبلاگ به طور حرفه ای تاکنون ماه ها می گذرد،در این مدت با آغاز به کار وب سایت کورش یغمایی من کار را تمام شده وبا خود قرار گذاشتم دیگر ننویسم ولی درهفته ای که گدشت دوستان اطلاع دادند این وبلاگ از جمله صفحات اینترنتی است که در زمان فعالیت در میان دوستداران موسیقی وبه خصوص علاقه مندان کورش یغمایی عزیز طرفدارانی پیدا کرده

حتی خوانندگانی در ایالات متحده،سوئد،بلژیک،عربستان سعودی و...دارد،به همین دلیل این انگیزه در من ایجاد شد تا برداشت ها و تا حدودی  شاید حقایق موسیقی کورش یغمایی را بنمایانم،

از همه خوانندگان هم دعوت می کنم تا با دادن نظرات و راهنمایی های ارزشمند خود ما را در این راه یاری فرمایند.                                                                با سپاس فراوان

علي نايينی
یکشنبه ۱۳ اسفند ،۱۳۸٥

سلام، یک سوال

چرا کورش یغمایی مدتی است که کم می نویسد؟

آیا دلیلی جز بی مهری مسوولین نسبت به او و آثارش وجود دارد؟

چرا آلبوم ملک جمشید هنوز مجوز نگرفته است، می دانم که علاقه مندانش

بارها قسمت های کوتاه این آلبوم را که در سایت شخصی استاد قرارگرفته

 را به امید گوش دادن کامل آلبوم بارها شنیده اند، سوال این جاست موسیقی فاخر مد نظر دوستان در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چیست و چه معیار هایی دارد؟

و باز سوال تکراری، چند کورش یغمایی در ایران یا حتی در جهان برای ما

ایرانیان وجود دارد؟

 

علي نايينی
شنبه ٢٠ خرداد ،۱۳۸٥

خدانگهدار

در بهار سال 1382هنگامی که کورش یغمایی را در اینترنت جستجو می کردیم کمتر سایتی به این استاد گرانقدر پرداخته بود ،در این موقعیت بود که تفکر ایجاد چنین وبلاگی در ذهنم جرقه زد وبا تمام وجود

به نوشتن از کورش و تحقیق در آثارش پرداختم،حاصل وبلاگی شد که در این مدت مشاهده نمودید ،کمی ها و کاستی های زیادی وجود داشت اما استقبال دوستان و راهنمایی های اساتید باعث دلگرمی من می شد و من خوشحال از این که پایه گدار این حرکت در اینترنت شدم به گونه ای که پاره ای از این مطالب هم به عنوان مرجع سایت ها و جراید مختلف قرار گرفت و هم اکنون به هنگام جستجوی نام استاد این وبلاگ به عنوان اولین سایت قرار گرفته است ،حال با ابراز خرسندی بسیار از این که خود کورش یغمایی دست اندر کار  وب سایتی شده که علاوه بر پربار بودن و پویایی مثال زدنی ،دغدغه هایش را نیز منعکس ميکند .به امید اعتلا ی موسیقی پاپ ایرانی

علي نايينی
یکشنبه ٩ فروردین ،۱۳۸۳

عکسهايی از کورش يغمائی

 

 

 

 

علي نايينی
یکشنبه ٩ فروردین ،۱۳۸۳

سيب نقره ای هفت سين شما

با سلام و عرض تبریک سال نو خدمت شما و عرض شرمندگی به خاطر گرفتاری هایی که داشتم و خراب بودن سرویس اینترنتی من نتونستم چند وقت مطلب بنویسم حالا با هم سیب نقره ای که وارد یازدهمین سال تولدش شده بررسی می کنیم

آلبومی که برای اولین بار  پس از انقلاب

 در آن صدای کورش یغمائی به گوش مردم                                          

ده سال از تولد "سیب نقره ای" می گذرد.

ایران رسید.مردمی که  هفده سال از

شنیدن صدایش  محروم بودند.سیب نقره ای را

بی شک تمام طرفداران کورش شنیده اند.

این آلبوم اگر چه مورد بی مهری صدا وسیما

واقع شد اما باید گفت که موج جدید موسیقی

پاپ با این آلبوم شروع شد .موجی که راه

نا درستی انتخاب کرد وهر روز بذ تر نیز

به پیش می رود وبی شک آقایان صدا وسیمایی

هم بیشتر به آن دامن میزنند.

بعضی این انتقاد را به سیب نقره ای دارندکه

آلبوم نسبت به کارهای پیش از انقلاب ضعیف

است.دوست دارم این موضوع را از دیدگاهی

دیگر ببینیم:اگر آلبوم را با ذ

دقت گوش بدهیم متوجه استفاده درست وبرمبنای

مفهوم شعر ساز ایرانی را در آلبوم خواهیم یافت

و ارزش بالای دیگر تلفیق نسبتا درست موسیقی

ایرانی با موسیقی پاپ غربی یا در بعضی موارد

راک. واین است آن نکته ای که باید در موسیقی

پاپ به دنبال آن باشیم  .ضمن آن که باید

محدودیت ها را هم به گفته خود جناب یغمایی

در نظر داشته باشیم.دوستان اگر خاطرشان باشد

در آن سالها(حدودا72)شرایط خاصی بر موسیقی

ایران حاکم بود وکسانی ادعای پاپ بودن

موسیقی خود را داشتند که اصلا پاپ کار نکرده

بودند مانند اقای مهرداد کاظمی که تخصصشان

در موسیقی کلاسیک بود.به هر حال سیب نقره ای

بر طبق آمار پر فروش ترین آلبوم پس از انقلاب

است که هنوز در بازار موسیقی طرفدار دارد......

علي نايينی
چهارشنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸٢

پيام آور وکورش يغمايی

مصاحبه کورش یغمایی با نشریه پیام آور(قسمث اول)

این خانه انگار دیوار ندارد.تا چشم کار می کند آینه است وتو که هزاران بار تکرار میشوی.

میگویند آینه باز ها آدم های تنها یی هستند.این خانه هم بوی تنهایی وغربت می دهد.باورت

نمی شودکه اینجا خانه سلطان موسیقی پاپ ایران باشد. مردی که در عرصه ملودی های

خوش رنگ جانشین ناپذیر به نظر می رسد.

مردی که همینجاپا سفت کرده تا شبهای بی ستاره ما راآینه کاری کند.مردی که از (گل یخ)

این همه راه آمده تا (تفنگ دسته نقره)اشرا به ما هدیه کند.

به ما که دلمان تنگ شده برای یک جرعه آواز.

فکر می کنیم اگر شما را اثتفاقی مثلا در خیابان می دیدیم نمی شنا ختیم. تصویری که از

شما در ذهن داشتیم همان شکلبیست و چند سال شما بود!

طبیعی است. من هم اگرعکس بیست وپنج سال پیش شما را می دیدم الان نمی شناختمتان!به

هر حال این همه دوری از مردم و مشکلاتی که برای ارتباط با هواداران داشتیم باعث شد که

این طور به نظر بیاید.

بله حالا بهتر است از موسیقی پاپ شروع کنیم...

مویسقی پاپ ایرانی از دوره قاجاریه پایه گذاری شد. اگر انصاف داشته با شیم آن دوران را

باید دوره طلایی موسیقی پاپ بدانیم.نوازنده های خوب و ذهنیت سالم موسیقی دوران قاجاریه

را تا حدی شنیدنی کردند. در آن روزگار نوازندگان بزرگی مثل ابوالخسن صبا مین باشیان و

خوانندگان بزرگی چون عارف قزوینی با تلفیق صحیح پاپ غربی وردیف های سنتی یک نوع

پاپ ایرانی را پایه گذاری کردند.وقتی یک نوازنده سنتی شاگردکورساکوف باشد.باید هم انتظار

تلفیق درست را داشته باشیم. متا سفا نه جریان پس از چند سال به طور کامل قطع شد و

موسیقی پاپ ایران پشتوانه سنتی وملی را از دست داد.کارهای پاپ پیش از انقلاب سرسوزنی

بامعیار های پاپ جهانی همخوانی نداشت.یک نوع مرثیه خوانی ونوحه سرایی بودکه با ساز

های غربی اجرا میشد وچون مردم مابه مرثیه ونوحه خوانی علاقه زیادی دارندازتلفیق موسیقی

ونوحه استقبال کردند.

پس موسیقی قبل از انقلاب را به نوعی ادامه تعزیه می دانید؟

این طور نیست.یک نوع موسیقی در یونان باسثان نیز به همراه نمایش اجرا می شد

که بسیار پسندیده و زیبا بود.اما استفاده موسیقی پاپ ایران از هنر ثعزیه به درسثی

به سرانجام نرسید.ضمنا یادتان باشدکه پاپ قبل ازانقلاب یک گونه دیگر هم داشت و

آن هم ادامه موسیقی روحوضی ومطربی بودکه معمولابا چند رنگ واستفاده ازریتم

شش هشتم اجرا می شد.

پس با این حساب تکلیف موسیقی های درخشان قبل از انقلاب چه می شود؟

من منظور شما را نمی فهمم. از کدام موسیقی درخشان حرف می زنید ؟ کدام کار پاپ

پیش از انقلاببا استانداردهای پاپ جهانی همخوانی دارد؟

موسیقیدان های بزرگی مثل فرهاد و فریدون فروغی و خود شما که تفاوت زیادی با

دیگران داشتید ؟

فرهاد وفریدون موسیقی دان نبودند. فرهاد پیانو میزدتا حدی هم گیتار.فریدون فروغی

هم تااندازه ای که کارش را پیش ببرد گیتار میزد اما هیچ وقت گیتاریست خوبی نبود

این دو از خواننده ای امریکایی وسیاهپوست به نام ری چا لز تقلید می کردند. البته

فریدون هم تا حدود زیادی از فرهاد تقلید می کرد.اما بی تردید صدای فریدون فروغی

مردم پسند تر و قابل قبول تر از فرهاد بود. به این دلیل که از شعر های پاپ استفاده

می کرد.اما فرهاد در فضای شبه روشنفکری سعی داشت خود را با ترانه های احمد

شاملومطرح کند.من با این دو عزیز آشنایی چندانی نداشتم. فرهاد را که اصلا ندیده

بودم.ولی با فریدون فروغی نزدیک تر بودم وحتی در کاست "سل دو"با هم همکاری

کردیم.با این که این دو موسیقی دان نبودند.امابه هیچ وجه کارشان قابل قیاس با آقایان

و خانم هاییکه در آن زمان کار می کردند نبوده ونیست. یک سر وگردن بالاتر از

دیگران بودند. مازیار هم همینطور. من یک گله از شما روزنامه نگاران دارم.هرسه

نفری که نامشان رابردیم شهید شدند.چرا به سراغ اینها نرفتید؟

چرا با اینها مصاحبه نکردید؟چرا وقتی در هزارتوی فراموشی دست وپا می زدندهیچ

کدام کمکشان نکردید؟ختما یک هنرمندباید بمیردتاعزیز شود؟اینها سرمایه های موسیقی

پاپ مملکت بودند که مفت ومسلم ازدسث رفثند.

ادامه مصاحبه تا روزهای بعد...

علي نايينی
شنبه ۱٧ آبان ،۱۳۸٢

مصاحبه کورش يغمايی با نشريه چلچراغ

ترانه گل يخ رو همه شنيده ايد پس به معرفي نيازي نيست او از معدود موزيسين هايي هست که در ايران ماند تا شرايط کار مساعد بشود
او آلبومهاي درخشاني در پرونده خود به ثبت رسانده:
آرايش خورشيد- ماه و پلنگ- سيب نقرهاي و تفنگ دسته نقره و ...........

ابتدا در مورد سبک کارتان در اين آلبوم توضيح دهيد   :

 سبک کار من مشخص است روي سبک خاصي حساسيت ندارم آنچه در کارهايم بر آن اصرار داشتم استاندارد بودن کار است استانداردهيي که هر مويپسقي پاپا بايد داشته باشد اما متاسفانه در ايران رعايت نميشود.


 
 تعريف شما از پاپ ؟

پاپ- مردم پسند هر چيزي که براي عامه مردم وجه ملي داشته باشه اما ما به غير از مردم پسند بودن بايد استانداردهاي ديگه اي هم به آن اضافه کنيم

استانداردهاييکه شما از اون صحبت ميکنيد چيه؟

اگر استانداردهاي بين المللي را نپذيريم اتفاقي نمي افتد
اما باعث ميشود مورد مضحکه قرار بگيريم به عنوان مثال ملودي اهنگ غير از داشتن استاندارد جهاني بايد معرف فرهنگ کشور خودمان هم بتشد و ارکستراسيون و تنظيم علاوه بر داشتن استانداردهاي جهاني معرف فرهنگمان باشد سازهاي مداول مثل درام - گيتار باس - کيبورد - کيتار اکورد حتما درترکيب بندي ساز بندي وجود داشته باشدالبته ارکستراسون پاپ منحصرا به سازهاي فوق محدود نيمشود شعر در موسيقي پاپ بايد مردمي و عامه پسند باشدشعرهاي ساده با طرح موضوعات روزمره و در آخر خواننده که بايد به غير از داشتن استاندارد هاي خوانندگي مثل ريتم و سلفز وتجربه حتي المقدور با يک ساز آشنايي دا شته باشد و در نوع خوانندگي قواعد و فرمهاي متداول در موسيقي جهاني را رعايت کند.

اشاره کرديد ملوديها بايد ايراني و استاندارد هاي بين المللي داشته باشد يعني آميزه اي از موسيقي شرق و غرب؟

ما کارهاي غربي را بايد بگيريم و با فرهنگ و ملودي شرقي تلفيق کنيم يعني تکنيک غرب را در خدمت موسيقي ايراني يعني آواهاي شرقي قرار دهيم اين کار به دست تنظيم کننده ها انجام ميگيرد که اگر استانداردها را داشته باشد اما ما متاسفانه تنظيم کننده و اهنگسازي که بتواند اين کار را انجام دهد نداريم.

 

 يعني از نظر شما هيچ کدام از کارهاي ايراني که تا بحال گوش کرده ايد خوب نبوده اند؟

من فکر ميکنم موزيسين هاي خوب و با استعداد هم داريم.

اول از همه به شما بگويم که من به خودي خود هرگز پاپ ايراني گوش نميدم چون جز لطمه و مسموميت ذهني موسيقي و گوش اثر ديگري ندارد و در ضمن من فکر ميکنم که بيشترشان فقط احساس دارند شما معتقدقد فلان نوازنده خوب است آخر اورا با چه کسي مقايسه ميکنيد؟ آيا هيچ کدام از نوازنده ها و اهنگسازان و تنظيم کنندهايمان را ميشود با غربي ها مقايسه کرد؟جاي بسي تاسف است که بعضي ها در جاي آهنگسازان و تنظيم کنندگان قرار گرفته اندالبته بگويم اين وضعيت تا قبل از انقلاب هم بود تا جايي که استاد صبا هم کنار کشيدندو استعفا دادن.

اينطور که شما ميگوييد همه را بايد کنار بگذازيم:

ببينيد من با کسي دشمني ندارم دلم براي فرهنگ موسيقي کشور ميسوزد اگر هر بلايي سر موسيقي سنتي بيوريم به کسي مر بوط نيست چون اين موسيقي متعلق به ماست
اما زماني که موسيقي غربي را از انها ميگيريم نميتوانيم همه چيزش را تغيير دهيم.


اگر در بين اين همه آ لبوم پاپ که وجود دارد هيچ کد ام خوب نيست پس چرا اينقدر مخاطب دارد؟

اولا که مخاطبها آگا هي ندارند و دليل اين هم اينست که خيلي ها که بايد به مردم آگاهي ميدادند اين کار را نکردند چون اين بازار تعطيل ميشود و پول کمتري به جيب ميزدند و ثانيا اشکال از خود مخاطبان است من واقعا سوالم اينست که جوانها چرا اين موسيقي را گوش ميدهند مگر چه چيزي برايشان دارد ؟ چه به آموخت هايشان اضافه مميکند ؟ به غير از اينست که يکي دو هفته گوش ميدهند بعر کنارش مي اندازند؟

موسيقي ايراني در چه جايگاهي است؟

اين موسيقي هيچ ارزشي ندارد و در هيچ طبقه بندي و تقسيم بندي بين المللي نمي گنجد . چون سبکي ندارد . وقتي موسيقي ترکي استانبولي به عنوان پاپ ايراني از تلويزيون پخش ميشود چه بايد گفت!فاجعه است کجاي دنيا اين کار را ميکنند؟

 

حالا به نظر شما چه بايد کرد؟


دو راه بيشتر وجود ندارد يکي اينکه يا شوراي وزارت ارشاد درست عمل کند و کارهيي را مجوز دهد که ارزش هنري داشته باشد و هم اين کارها را در سطل آشغال بريزد و کار را چند نفر که موجه هستند شروع کنند . يکي دو تا آلبوم داشته باشيم بهتر از اين وضع است و به قول معروف يک ده آباد به از صد شهر خراب.
اين کارها باعث آبروريزي بين المللي است.

و راه دوم؟

راه دوم همين است . اينکه اين موضوع را رها کنيم تا راهش را برود و خدا ميداند چقدر طول ميکشد که مردم اگاهي پيدا کنند در اين بين هم خيلي ها جيبشان را پر کنند. يکي از دلايلش ميتواند اين باشد که ما نزديک بيست سال به طور جدي موسيقي نداشته ايم.
بله يکي از دلايلش اين است اما مگر آنهايي که رفتند لس آنجلس وسي سال دارند کارشان را آنچا دنبال ميکنند به جايي رسيدند؟ سي سال کم نيست اگر قرار بود تحولي اتفاق بيفتد تا به حال ميافتاد و جاي تاسف اينجاست که آنهايي که اينجا کار ميکنند آنان را الگو قرار ميدهند

شما چرا سعي نکرديد ديگران را آگاه کنيد؟مثلا چند نفر را آموزش ميداديد که حداقل تا امروز چند نوازنده خوب داشته باشيم.

مدتي چهار سالي تدريس ميکردم اما از زماني که توانستم آلبوم بدهم اين کارها را رها کردم.چون فکر کردم آگاهي به وسيله آلبوم گستردهتر است مگر من به تنهايي چه کار ميتوانم بکنم. با يک گل بهار نميشود . براي اين ابتذال من کاري نميتوانم بکنم. راستش را بخواهيد ديگر خسته شده ام احتمال دارد يک آلبوم ديگر کار کنم -ديگر آلبوم نخواهم داد شايد تک و توک اهنگ هايي بسازم . حالا اين موسيقي پاپ و اين هم مردم ... نه اينکه بخواهم موسيقي را رها کنم اما صبر و تحمل هم اندازه اي دارد.

آلبوم جديدتان (تفنگ دسته نقره ) تا چه اندازه به کارهايتان نزديک است؟

در آلبومهاي قبلي آنقدر محدوديت داشتم که نميتوانستم کاري را که بخواهم ارائه دهم . آن زمان ريتم ممنوع بود - صداي گيتار ممنوع بود - شعر محاورهاي هم نبايد استفده ميشد اما تفنگ دسته نقره تقريبا به کارهاي خودم نزديک است چيزي حدود ۸۰ درصد.
 

و حرف آخر؟


به جوانها توصيه ميکنم که اين کارهاي مبتذل را نخرند هيچ تفاوتي برايشان ندارد . اگر اين بازار از بين برود آنها هم ميروند سر کار اصليشان.
از جوانها ميخواهم آگاهانه عمل کنند وبه خاطر سلامت گوش و ذهنيت موسيقي که بخشي از ساختار شخصيتي هر فرد را به خود اختصاص ميدهد و به ويژه براي حفظ هويت ملي از خريد موسيقي پاپ مبتذل خودداري کنند و پول خود را بي جهت به دلالان و شيادان که لطمات جبران ناپذيري به فرهنگ اين کشور زده اند نريزند.

علي نايينی
سه‌شنبه ۱۸ شهریور ،۱۳۸٢

۱۳۶۹ موسيقی فيلم گرگهای گرسنه

هر چند کورش یغمایی تا چند سال پس از انقلاب نتوانست به هنر خوانندگی بپردازد

اما هرگز ارز حرفه اصلیش یعنی آهنگسازی کناره گیری نکرد.نمونه دیگر غیر از

آلبوم دیار وکار در زمینه موسیقی کودکان ساخت موسیقی فیلم گرگهای گرسنه بود

که در زمستان 1369صورت پذیرفت. این فیلم به کارگردانی آقای سیروس مقدم توسط

موسسه مشهد فیلم ساخته شده بود و در آن هنرمندانی چون حمیده خیرآبادی -محمد

صالح علا و...نقش آفرینی کرده بودندو داستان مرئی را روایت می کند که به طور

نا خوداگاه وارد ماجرایی سیاسی میشود و داستان فیلم حول و حوش این ماجرا شکل

می پذیرد.موسیقی این فیلم را میتوان به جرات از معدود موسیقی فیلمهایی در ایران

دانست که با راک اجرا شده بود و جالب آنکه هنوز تعدادی از تم های آن قا بلیت

شنیداری خود را از دست نداده است. این موسیقی فیلم با هنرمندی کورش -کامران

و کاوه یغمایی اجرا و توسظ شرکت آروین کاست منتشر گردید.تعدادی از این تم ها

را رادیو و تلویزیون پخش کرده و هنوز گاهی اوقات پخش می کند مانند آهنگ

سوم طرف دو این کاست که سالها به عنوان آهنگ تیتراژ برنا مه سیاسی هفته شبکه

یک پخش میشد یا ریتم عزا که در ایام محرم پخش می شود بدون بردن نام آهنگساز

آن. به هر حال به تمام علاقه مندان به کارهای کورش یغمایی وموسیقی راک

توصیه می کنم اگر این آلبوم را تا به حال نشنیده اند آن را تهیه کنند هرچنداین آلبوم

الان تقریبا نایاب است.

علي نايينی
پنجشنبه ۱۳ شهریور ،۱۳۸٢

سال ۱۳۶۶ :گامی نو

 یکی از سالهای پر مشغله برای کورش یغمایی بوده باشد. در این سال دو اتفاق مهم رخ داد. اجرای آلبوم دیار وساخت وتنظیم مجموعه راز دل.آهنگهای این دومجموعه به موسیقی ایرانی بسیار نزدیک شد به گونه ای کهکورش را در زمره کسانی قرار داد که به روح موسیقی ایرانی ومحلی آن دلبستگی خاصی دارند. شاید خیلی ها آلبوم دیار را تا به حال نشنیده اند. این آلبوم را بهتر است از متنی که خودآقای یغمایی برای پوستر آن نوشته اند معرفی کنم:"فولکلورفرهنگ عامیانه و قدیمی مردم است که سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل می گردد وشامل مجموعه آداب و رسوم- افسانه ها وقصص-معتقدات- ترانه ها- ضرب المثلها و...میباشد. به این ترتیب ترانه های فولکلور که ما آنها را به نام ترانه های محلی می شناسیم بخشی از مجموعه فرهنگی فولکلور را تشکیل می دهند. دیار مجموعه ده قسمتی از آواهای مخحلی ایران میباشد که برای اولین بار با ارکستر بزرگ مدرن تنظیم گردیده است.تنظیم آثار به شیوه ای صورت گرفته کهتا حد امکان سازها وتکنیک تنظیم بین المللی در خدمت ملودی های محلی ایران قرار گیرد بطوریکه سازهای ایرانی نقش ملودیک واساسی خود را حفظ کرده باشند. امید است مجموعه فوق بتواند گوشه ای ازجایگاه واقعی ملودی های زیبای محلی ایران را جلوه گر سازد." مجموعه آواهای محلی ایران که به رهبری کورش یغمایی انجام پذیرفت با هم کاری هنرمندا ن ارزشمند ارکستر سمفونیک تهران ونوازندگان بزرگی ازموسیقی سنتی ایرانی چون منصور سینکی نوازنده بنام تار-سیمین آقا رضی نوازنده مشهور قانون-استاد رحیمی نوازنده تار و..همچنین پیانوی کاوه یغمایی و هنرمندی خود کورش یغمایی انجام پذیرفت وشامل قطعاتی چون"درنه جان-دختر بویر احمدی- شکار آهو-دوبرو-سر کتل-توبیو-وای هلال-لا لایی و...می شدکه همگی از نقاط مختلف ایران جمع آوری و پس از مطالعات فراوان در تابستان 1366 اجراگردید. و اما "راز دل"مجموعه ای که امروز پس از شانزده سال هنوزرنگ وبوی خود را از دست نداده است ودر برابر مدعیان موسیقی تلفیقی همیشه جایگاهی ویژه داشته راز دل را می توان نوعی نواوری در عرصه موسیقی ایرانی دانست مجموعه 9قسمتی برای ارکستربزرگ-ارکستر الکترونیک-کرال وسازهای سنتی ایرانی وآواز این مجموعه در زمستان1366 با اشعاری از سعدی با صدایکورش ضبط گردید. نکته جالب استفاده از افکت های خاص چون صدای گله-باد-تیک تیک ساعت چکه کردن آب و... همچنین نوآوری درکرال به صورت استریو سمفونیک آن هم در آن شرایط زمانی است که روحی خاص بدان بخشیده "راز دل" را می توانید در طرف دوم آلبوم "سیب نقره ای" بشنوید.

علي نايينی
یکشنبه ٩ شهریور ،۱۳۸٢

کورش يغمايی وسالهای آغازين انقلاب

در سالهای 58و  59 با توجه به انقلاب شکل گرفته توسط مردم ظن آن می رفت موسیقی راه خویش را ادامه دهد
اما شاید این خود هنر مندان بودنئ که این گمان را تضعیف کردند.رفتن اکثر آنان به خارج از کشور باعث شد
تا نگاهی دیگر به موسیقی شود. اما آنان که ماندند به فکر آغازی نو بودند مانند فرهاد مهراد.فریدون فروغی
سیاوش قمیشی.محمد نوری وکورش یغمایی. مرحوم فریدون آلبوم مشتی ماشا اله را در اواخر سال 59
 در داخل کشور نشر کرد وکورش هم آلبوم آرایش خورشید را در سال 59 اجرا نمود. اما از آنطرف 
لوس آنجلس نشینها هم بی صبرانه منتظر آمدن این هنرمندان نزد خودشان بودند.مثال جالب برای این موضوع
انتشار آلبوم  پرنده مهاجر بود که در سالها ی او ل انقلاب صورت پذیرفت. اما این تفکر به شکست انجامید
ودیدیم که هیچیک به غیر از سیاوش قمیشی از وطن مهاجرت نکردند.البته سیاوش تا سال1363 ئر ایران ماند و
 وقتی عرصه را برای تخصص خویش یعنی موسیقی تنگ دید از ایزان رفت. و فشارها نیزدر داخل بر
هنرمندان به طورعام افزایش یافت واین اهالی موسیقی پاپ بودنئ که سوختند وساختند.  
خلال این سالها موسیقی پاپ از رونق افتاد و تنها در سالهای اوايل دهه 60 کورش توانست کار موسیقی کودکان
انجام دهد.آنهم تنها با نام .ک.یغمایی
 

علي نايينی
پنجشنبه ٢۳ امرداد ،۱۳۸٢

کورش یغمایی وانقلاب سال 1357

سال1357سال سرنوشت سازی برای مردم واهالی موسیقی بود.بااوج گیری انقلاب بسیاری از خوانندگان ونوازندگان وآهنگسازان وچه معتبر چه آنهایی

که خیلی مشهور نبودنداز کشورمهاجرت کردند وبه اصطلاح لوس آنجلس نشین شدند.اما در این میان کسانی هم بودندکه وطن خودرا با هیچ جای دنیا قابل مقایسه نمی دانستندولو به قیمت کارنکردنشان باشد بد ترین درد متصور برای یک هنرمند.فرهاد .فریدون فروغی.مازیار. کورش .سیمین غانم در

اوج محبوبیت نرفثند.در صورتی که خیلی ها منتظر بودند صدای آنها را از آنطرف آبها بشنوند.مثال عینی آن اتشار آلبوم پرنده مهاجر از کورش بود که در خارج ازکشور بود به امید آنکه او هم بیاید اما او هیچگاه وطن خود را ترک نکرد وتا جایی که ما میدانیم او هنوز هم پیشنهادهای زیادی برای رفتن دارد اما اوهمینجا مانده چون متعصبانه به وطن خودش عشق می ورزد.با اینکه شرایط برای او وسایر آنان خیلی سخت بود.وصدایشان ممنوع بود ومتاسفانه ما سه عزیزفرهاد .فریدون و مازیار را از دست دادیم به قول خود کورش سه شهید راه موسیقی ایران

علي نايينی
دوشنبه ۱٦ تیر ،۱۳۸٢

کورش و موسيقی فولکلوريک ايران
از ويژگيهاي خاص وكم نظير كورش يغمايي احترامي است كه او به موسيقي ايراني ومحلي يا اصطلاحافولكلورايران دارد.اين ويژگي راچه در كارهاي قبل وبعد از انقلاب او ديد.آهنگهايي همچون:قدبلند محلي بختياري؛شيرين جونم محلي فارس؛ريحان ريحان محلي آذري و...را مشاهده كرد.اين در حالي بود كه اين آهنگها با موسيقي راك كه خودش آنرادرايران پايه گذاري كرده بود اجرا مي شد.اين توجه را مي توان دركارهاي بعد از انقلاب اوهم ديد.ديارمجموعه ده آهنگ محلي ايران است كه براي اولين باربا اركستر بزرگ درتابستان1366به رهبري او واجراي اركسترسمفونيك تهران ونوازندگان سنتي بزرگي چون:منصور سينكي؛سيمين آقارضي؛رحيمي و...تنظيم گرديد.وديگر كاست آرايش خورشيدكه در سال 1359اجرا
ودرسال 1380مجوز نشر گرفت .درقسمتهاي بعد بيشتر به اين موضوع مي پردازيم
علي نايينی
جمعه ۱۳ تیر ،۱۳۸٢

كورش يغمايي و موسيقي قبل از انقلاب
پيش از انقلاب در سال1357،خوانندگان و آهنگسازان پاپ زيادي شروع به كار كردند كه متاسفانه هيچ كدام از شرايط مطلوبي كه براي كار وجود داشت درست استفاده نكردند و اصول موسيقي پاپ را رعايت نميكردند به جز معدودي از آهنگسازان و خوانندگان مانند:فريدون فروغي ،ويگن ،فرهاد، مازيار و…
كورش در اين زمينه ميگويد :در اواسط دهه پنجاه، ويگن كه تازه از مسافرت طولاني مدتي از امريكا باز گشته بود روزي مرا به هتل شرايتون دعوت كرد،پس از ساعتي ساززدن و خواندن به من گفت:كورش اينها كه هستند كه شروع به خواندن كردند منظورش داريوش ،ستارو {…}بود موسيقي آنها در هيچ يك از ردههاي بين المللي موسيقي نميگنجد.
كورش قبل از انقلاب با مرحوم فريدون فروغي نيز همكاري داشت و او را از بهترينهاي قبل از انقلاب ميدانست آنها از جمله در دو كاست( سل2و مشتي ماشالله)همكاري داشتند.
او درباره موسيقي خود در قبل از انقلاب مي گويد:با اطمينان ميگويم آنجه قبل از انقلاب ساختم استاندارد است و كارهاي مرا با خيال راحت در بازارهاي آمريكا و اروپا پخش كنيد.

سياوش قميشي در اين باره ميگويد :ما براي امريكاييها جهت معرفي موسيقي پاپ ايراني هنوز كارهاي بيست و چند سال پيش يغمايي را پخش ميكنيم.وي معتقد است كه تنها كارهاي يغمايي استاندارد است.
كورش در جايي گفته شما كارهاي داريوش را براي يك اروپايي پخش كنيد حتما شما را مسخره ميكند(براي موسيقي پاپ بودن آن).

علي نايينی
سه‌شنبه ۳ تیر ،۱۳۸٢

کاست های قبل از انقلاب

کورش يغماايی قبل از انقلاب کاستهای متعددی به بازار عرضه کرد از جمله:لیلا و پاييزُ مسافرشهربارانُ حجم خاليُ اخم نکن ُسل وگل يخ


 


 



 

علي نايينی


 

 

 

 

 

 

خانه
پست الکترونیک
آرشیو

لوگو

تعداد بازدیدکنندگان

 

لینک ها

سایت ما

وبلاگ حرفه ای ها

کاوه یغمائی

فریدون فروغی

فرهاد مهراد

آوا نما

SANTANA

ERIC CLAPTON

CAMEL

MARK KNOFLER